meysampg

از چیزهایی که یاد می‌گیرم، می‌نویسم… :)

جمعه, ۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۲۱ ب.ظ میثم پورگنجی
داستان تاریخ اعداد برای کودکان ۳۰ سال به بالا

داستان تاریخ اعداد برای کودکان ۳۰ سال به بالا

«عدد چیه؟ از کجا اومده؟ میشه به یه حالت مجرد تعمیم‌ش داد و یا حداقل تعریفی مجرد ازش ارائه داد؟ مگه فقط اعداد مثبت زیر رادیکال نمیرفتن؟ پس  قضیه‌ش چیه؟». اینها نمونه سوالاتی هستند که در مورد اعداد به ذهن می‌رسند. در این نوشته، قرار است تا با قرائتی طنزگونه و تخیلی، با چگونگی تکامل اعداد آشنا شویم. مطالب این نوشته، «فقط» برداشت‌ها و خیالبافی‌های ذهنی نویسنده است و لزوما در واقعیت وجود نداشته‌اند و یا وجود ندارند.
ادامه مطلب...
۰۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۲۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۵۸ ق.ظ میثم پورگنجی
«سرنوشت» یا تصمیم سختی که باید گرفت

«سرنوشت» یا تصمیم سختی که باید گرفت

این پست حاصل ساعتی زندگی، در عالم فیلم Predestination است. جزئیات این فیلم را می‌توان از این مدخل ویکی‌پدیا دید و نقد آنرا اینجا خواند، هدف از این پست، نه تشریح فیلم است و نه نقد آن.

متن این پست، حاصل سوالاتی است که در حین تماشای فیلم به ذهن من خطور کرده است. سوالات خام‌اند، همانطور که بر کاغذ، در هنگام تماشای فیلم نوشته‌ام، به اینجا انتقال داده شده‌اند. این سوالات ممکن است از ریشه غلط باشند و شاید احمقانه، اما هر کدام ممکن است بتوانند برای چند دقیقه، خوراکی باشند برای فکر و یا خیال.

ادامه مطلب...
۲۴ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۱۹ دی ۱۳۹۳، ۱۱:۱۷ ق.ظ میثم پورگنجی
ویدجت تاریخ شمسی برای تقویم گوگل اندروید

ویدجت تاریخ شمسی برای تقویم گوگل اندروید

من برای انجام منظم کارهایی که در آینده قراره انجام بدم، از گوشیم و علی‌الخصوص تقویمش استفاده میکنم. این سنت حدودا از زمانی که کا۷۵۰آی داشتم تا امروز ادامه داشته است. برای سیمبین یا سونی‌اریکسون که کلا لاجرم با تقویم انگلیسی سر میکردم و «چون نور امیدی نیست، شکایتم چرا؟»، اما با شروع استفاده‌م از اندروید این مشکل حدودا برطرف شد. از بازار تقویم خیام رو نصب کردم که هم تقویم فارسی بود، هم ویدجت مناسبی داشت و هم با گوگل سینک میشد. این ویژگی‌ها، پاسخگوی تمام نیاز من بودند، تا اینکه تقویم خیام شروع به هنگ کردن بعد از آپدیت تلفن من کرد.
ادامه مطلب...
۱۹ دی ۹۳ ، ۱۱:۱۷ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۱۴ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۰۹ ب.ظ میثم پورگنجی
ماک، هنوز ماک است!

ماک، هنوز ماک است!

من از اون وقتی که دیگه کنتور سنم فنرش در رفت و بی حساب شروع کرد به بالا رفتن، روز به روز عادت کردم به کمتر و کمتر حرف زدن۱ و این عادت در جاده، جایی که میشه در هر ثانیه مناظر متفاوت برای دیدن داشت، تشدید میشه.

سلامِ من به تو ای یار قدیمی!

در این دو سه ماه اخیر، بنا بر شرایطم، روزهای خیلی زیادی رو داشتم که حداقل ۳ ساعت در روز رو در جاده‌های بین‌راهی سپری کنم. یکی از چیزهایی که طبیعتا در این مکان‌ها میشه دید، ماشین سنگین‌ه و به خاطر شرایط جغرافیایی شهر من، یکی از طبیعی‌ترین ماشین سنگین‌ها: «ماک».
ادامه مطلب...
۱۴ آذر ۹۳ ، ۱۸:۰۹ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۲۵ ب.ظ میثم پورگنجی
چطوری با پایتون ۳ شروع کنیم؟ یا «یک راهنمای خیلی خیلی مبتدیانه برای پایتون»

چطوری با پایتون ۳ شروع کنیم؟ یا «یک راهنمای خیلی خیلی مبتدیانه برای پایتون»

من در هفته‌ای که گذشت به یه مشکل با متلب برخوردم، برنامه‌م با اینکه همه چیش درست به نظر میومد، جواب اشتباه میداد! مشکل هم این بود که من با هر حیله و مکری که خواستم بفهم‌م مشکل از کجاست، نتونستم! به نظرم مشکل از اینجا ناشی میشد که متلب بیش از حد حرف‌گوش‌کن و محجوب‌ه و این وسط، اگه چیزی هم باشه به روم نمیاره! به هر حال این بهانه‌ای بود که با اون من تصمیم گرفتم برنامه رو با پایتون۱‍ بازنویسی کنم.
از اونجایی که من برنامه‌نویس حرفه‌ای نیستم، در این پست فقط قصد معادل‌سازی خیلی سریع صحبت با زبان پایتون برای متلب‌زبان‌ها دارم و به احتمال خیلی زیاد، برای یاد گرفتن این زبان، کتاب‌هایی مثل How to Think Like a Computer Scientist و Dive into Python خیلی مفیدتر از این پست هستن!
ادامه مطلب...
۰۷ آذر ۹۳ ، ۱۸:۲۵ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۱۸ ب.ظ میثم پورگنجی
ساخت پشته در متلب یا «چگونه با سلول‌ها کار کنیم؟»

ساخت پشته در متلب یا «چگونه با سلول‌ها کار کنیم؟»

چند وقت پیش، در راستای پیاده‌سازی یه ایده، به الگوریتمی رسیدم که ایده‌ش به صورت بازگشتی پیاده‌سازی میشد، اما مشکلی که این وسط وجود داشت این بود که هزینه‌بر بودن پیاده‌سازی الگوریتم، بیش از حد تحمل من بود. یادم نمیاد از کجا ولی فهمیدم که میشه برنامه‌ی بازگشتی رو با شبیه‌سازی اون کاری که CPU در پردازش این برنامه‌ها انجام میده، به صورت یک برنامه‌ی تکراری (استفاده از حلقه‌ی تکرار به جای صدا زدن تابع) نوشت، این لینک و یک سری آموزشی در این لینک به خوبی ایده و شیوه‌ی این تبدیل رو توضیح میدن. ایده‌ی کلی اینه: «CPU متغیر‌های محلی و وضعیت فعلی تابع رو در یک استک ذخیره میکنه و این کار رو تا زمان رسیدن به نتیجه‌ی نهایی تابع، در تکرارهای بعد ادامه میده.». بنابراین
  1. یه پشته بساز.
  2. صدا زدن تابع رو پوش۱ معنی کن.
  3. برگردوندن مقدار توسط تابع رو پاپ۲ معنی کن.
  4. محاسبات اصلی رو بذار داخل یه حلقه و اول هر حلقه، مقادیر مورد نیازت رو از پشته پاپ کن.

شروع داستان!

اما داستان این پست از اونجا شروع میشه که در متلب پشته نداریم! :)

ادامه مطلب...
۳۰ آبان ۹۳ ، ۱۷:۱۸ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۲:۱۵ ب.ظ میثم پورگنجی
pomodoro یا چگونه [آا-ی۰-۹/ ]* باشیم؟

pomodoro یا چگونه [آا-ی۰-۹/ ]* باشیم؟

عنوان اول قرار بود «pomodoro یا چگونه کمتر گشاد باشیم؟» باشه، ولی چندتا دلیل باعث شد این کار رو انجام ندم! اول اینکه مرز «من ِ در این وبلاگ» با من برام روشن نیست، اینجا جزئی از رسمی بودن من‌ه یا محاوره‌ای بودن من؟ دوم اینکه بحث فراتر از گشادی‌ه، این پست یه تکنیک مدیریت زمان‌ه و احتمالا به درد تنگ‌ها هم میخوره! این شد که ترجیح دادم به جای اون کلمه، هر کی هر چی میخواد بذاره.

ایده‌ی اصلی تکنیک مدیریت زمان Pomodoro از این دوتا گزاره میاد: الف) «هر چیزی که کران بالا نداشته باشه، یحتمل کار رو به کران پایین میرسونه.» و ب) «اگه سر میز غذا، لقمه‌ها رو به صورت مناسب، کوچک برداری، شاید ابتدا تصور کنی سرعت خوردنت پایین‌ه، ولی در نهایت بیشتر میتونی بخوری!». با استفاده از این دوتا ایده، زمان رو اینطور مدیریت می‌کنیم: «من نباید برای انجام کاری، تصور کنم که به اندازه‌ی کاملا کافی زمان دارم، پس کارهام رو به جای اینکه در طول x ساعت متمادی انجام بدم، در طول y زیربازه‌ی z دقیقه‌ای از x انجام میدم.». فارسی ِ خودمونیش اینکه «به جای دو ساعت پشت سر هم کار کردن، کارهام رو در ۴تا ۲۵ دقیقه انجام میدم.».
ادامه مطلب...
۲۳ آبان ۹۳ ، ۱۴:۱۵ ۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۳۶ ب.ظ میثم پورگنجی
چنتا پکیج کاربردی لاتک

چنتا پکیج کاربردی لاتک

عنوان میتونه این سوال رو ایجاد کنه که مگه پکیج غیرکاربردی هم داریم؟ جوابش احتمالا «نه» هست، ولی منظور من هم، پکیج کاربردی لاتک برای من‌ه، همه‌ی پکیج‌های لاتک که به درد من نمیخورن، هوم؟

۱- زی‌پرشین: شاید کاربردی‌ترین پکیج لاتک که برای یک فارسی‌نویس در حال حاضر موجوده، زی‌پرشین (XePersian) باشه. لاتک بصورت پیش‌فرض از زبان‌های غیر اسکی پشتیبانی نمیکنه و این زبان‌ها، برای استفاده از امکانات لاتک، مجبورن اون رو با وصله پینه استفاده کنن. با این توضیح، زی‌پرشین مجموعه‌ای از ماکروهای آماده‌ست که امکانات خوب لاتک رو به خدمت فارسی‌نویسی در میاره. این بسته رو آقای دکتر وفا کارن‌پهلو در سال ؟ تحت مجوز LPPL منتشر کردند. توضیحات بیشتر، طریقه‌ی استفاده از این بسته و یک جامعه‌ی کاربری خوب از لاتک کاران فارسی‌زبان رو میشه در سایت پارسی‌لاتک دید.

۲- listings: این بسته برای وارد کردن کد به فایل لاتک و های‌لایت کردن اون در متن استفاده میشه. برای استفاده از اون پکیج رو لود کنید:

\usepackage{listings}
ادامه مطلب...
۱۶ آبان ۹۳ ، ۱۷:۳۶ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی

محقق جوان ۱

 * گفتم که میخوام بشینم یه مقاله ترجمه کنم، تا حالا حدود ۴ صفحه ترجمه کردم، البته ترجمه خالی هم که نه!، از خودمم وارد کردم، خلاصه همین چهار صفحه رو که میخونم لذت میبرم، میخوام همینطور ادامه بدم ببینم آخرش چی میشه، حداقلش اینه که خودم لذت میبرم از خوندنش دیگه!

 * تو همین چهار صفحه به این نتیجه رسیدم بنده خداها اینایی که کتاب می‌نویسن یا فلان قدر تحقیق میکنن واقعا چقدر زحمت میشکن‌ها!، گفتنش آسونه ولی واقعا زحمت میکشن. البته اگه برن کلاس زبان براشون ترجمه آسون‌تر میشه :)) ولی تالیف تو همون حالت قبل میمونه.

 * گروه ریاضی هر هفته یه سمینار میذاره که مخصوص خود اساتید با دانشجوهاییه که علاقه دارن به ریاضی (میدونین که، اونایی که میرن ریاضی عموما از سر ناچاری میرن، اگه میتونستن برن رشته‌ی دیگه میرفتن، تعارف نداشتن با کسی :) )، یه جلسه منم رفتم، استاد داشت مقاله ISI خودش رو ارائه میداد، همش یا ۱۳ صفحه بود یا ۱۴ صفحه. پیش خودم گفتم همین؟؟، حالا دارم میگم همون؟؟، فقط لحنش یه کم فرق کرده.

 * امیدوارم منم یه روزی استاد بشم (و میدونم که میشم).

۱۱ تیر ۸۹ ، ۱۶:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی

روزگاریه ‌ها!

 * این مدیر سرور هم ظاهرا از صبح تا حالا ما رو فیلم خودش کرده، هی بکاپ هفته پیش رو میریزه، هی امروز، هی دیروز هی ...، دیگه واقعا اعصابم رو به هم ریخته. نصف پست‌های هفته پیش انجمن که پاک شده، امروز صبح تو وبلاگم یه پست انتشار دادم که اونم پاک شد، دوباره انتشار دادم و چندتا کامنت گرفت، دوباره مدیر سرور بکاپ ریستور کرد پاک شد، یعنی الان در حد لالیگا دارم میترکم. حالا بنده خدا تقصیری هم نداره، میخواد سرورم رو انتقال بده، ولی ...، چی بگم والا!

 * شیطونه میگه امثال امسال برم یه سرور بخرما، جدی!، آدم یه پنج شیش ملیون میده راحت میشه، تازه میتونی بفروشی پول هم در بیاری. اگه خدا زده بود پس گردنم که درس بخونم الان داشتم یا نرم‌افزار میخوندم یا IT، اونوخ داشتن یه سرور حتمی حتمی بود.

 * میخوام یه مقاله ترجمه کنم بذارم تو وبلاگم، تا هم به درد خودم بخوره و هم به درد ملت، فعلا شروع میکنم به ترجمه کردن، وقتی تموم شد، اگه سرور درست شده بود که میذارم همونجا، اگه درست نشده بود میذارم اینجا تا ... خودم و مدیر سرور بسوزه.

۱۱ تیر ۸۹ ، ۰۲:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی