meysampg

از چیزهایی که یاد می‌گیرم، می‌نویسم… :)

شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۶ ب.ظ میثم پورگنجی
چگونه یک دفترچه یادداشت هماهنگ در همه جا داشته باشیم؟

چگونه یک دفترچه یادداشت هماهنگ در همه جا داشته باشیم؟

من به علت حافظه‌ی طلائی‌ای که دارم، نیاز دارم تا کارهایی که میخوام انجام بدم و یا لیست وسایلی که میخوام تهیه کنم را جایی بنویسم تا در فرصت مناسب تهیه یا انجام کارها، فراموش‌شون نکنم. استفاده از دفترچه‌ی کاغذی و یا عموم اپلیکیشن‌های موبایل، راهکارهای معمول و معقولی هست که در این مورد پیشنهاد میشن. ولی هر کدوم ایرادهایی دارند که باعث میشه اونا از نظر من کامل نباشند. برای مثال من داخل مترو با تراکم معمولی که داره، نمیتونم دفترچه‌ی کاغذی را از کیف یا کوله‌م بیرون بیارم و یا اپلیکیشن‌های معمول موبایل، وقتی که موبایل من اونطرف اتاق‌اند و من پای کامپیوتر -و طبیعتا انتظار ندارید که من پاشم برای یادداشت یک کار از جام بلننننددددد شم و بررررررررررررررم گوشی‌م را بردارم؟- عملاً برای من مفید نیستند.

گوگل همیشه یک راه‌حل دارد!

طبیعتا راه اول سرچ در گوگل است و از شانس خوب من، اولین راه‌حل هم توسط خود گوگل ارائه شده است. گوگل کیپ :). خیلی ساده: با استفاده از گوگل کیپ میشه روی سیستم و یا موبایل یادداشت کرد و با وصل شدن به اینترنت، روی هر کدوم از دیوایس‌ها، یادداشت‌ها را داشت. بهتر از این؟

من لینوکس دارم! اپ نداری براش داوشم؟ :دی

برای اندروید، گوگل کیپ اپلیکیشن داره و از داخل مرورگر هم که میشه اطلاعات را وارد کرد. ولی خب اگه بشه بدون نیاز به بازکردن مرورگر داخل سیستم هم اطلاعات را ثبت کرد، خیلی خوب میشه دیگه :دی. برای این مورد هم من از گوگل کروم استفاده کردم و این اکستنشن را نصب کردم و آیکونش را به لانچر اضافه کردم :). واقعا بهتر از این؟ :دی.


پ.ن: این «را» و «رو» نوشتن هم روی مُخ‌ه :دی.
۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
پنجشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ب.ظ میثم پورگنجی
فیلم محمد رسول‌الله

فیلم محمد رسول‌الله

امشب فیلم محمد رسول الله را در سینما مرکزی انقلاب دیدم. فیلم طولانی بود و احتمالا اگر پفیلا و آب معدنی‌ای که مهدی گرفته بود نبود، من همان نیم ساعت اول فیلم، خوابم برده بود.

موسیقی متن و جلوه‌های ویژه

یکی از ویژگی‌های خیلی خوب این فیلم، موسیقی متن و تیتراژ پایانی فیلم بود. آهنگ‌ها و نواها به گونه‌ای انتخاب شده بودند که با موضوع صحنه به خوبی تطابق داشتند. خوش‌ساخت بودن آهنگ‌ها و موسیقی تیتراژ پایانی، از نظر من قابل تحسین و دوست‌داشتنی بود. فیلم صحنه‌هایی را داشت که در آنها نیاز به جلوه‌های ویژه بود. برای این منظور، به نظر من فیلم توانسته بود با پرهیز از اغراق بی‌مورد و یا تکنولوژی‌زدگی، به خوبی بار مورد انتظار از جلوه‌های ویژه را منتقل کند. در کل از این دو نظر، به نظر من می‌توان نمره‌ی قابل قبولی به فیلم داد.

سیر داستانی و فضای فیلم

از نظر من، این فیلم پاسخ مجیدی است به دو مقوله: ۱. بی‌اثر کردن اسلام ستیزی و ارائه‌ی یک نمای جدید از اسلام و پیامبر، ۲. مسائل حقوق زن در اسلام.
در این فیلم، خبری از مقدس‌سازی و یا ارائه‌ی یک قهرمان و ستاره از شخصیت محمد نیست. فیلم تماما در راستای این مسئله پیش می‌رود که پیامبر شخصی است با احساسات و عواطف بشری و تلاش او نیز در راستای تحقق انسانیت آدم و ارائه‌ی یک جامعه‌ی آرمانی از این منظر است. هر چند به طور طبیعی فیلمی با مضمون حکایت از یک پیامبر از معجزه‌ها روایت می‌کند اما کارگردان با به تصویر کشیدن فضای منحط جامعه‌ی آن روزگار و تلاش پیامبر به اصلاح آن، درصدد است تا پیامبر را شخصی در راستای اعتلای انسان نشان دهد.
اما نکته‌ی پررنگ دیگر در این فیلم، توجه به مسائل مربوط به زنان است. در چند نقطه از فیلم به توجه پیامبر به حق زایل‌شده‌ی زنان جامعه‌ی آن روزگار اشاره شده است و پیامبر در این فیلم شخصی است که گویی یکی از هدف‌هایش، برپا کردن و اقامه‌ی این حقوق است. سکانس آخر فیلم نیز به عنوان نقطه‌ی اوج تلاش وی در این راستا است. به نظر مجیدی تلاش کرده است تا توان خودش را برای مقابله با اسلام‌ستیزی رایج با خشن‌نشان دادن چهره‌ی اسلام و اسلام بی‌توجه به حقوق زن به کار ببندد. به نظر تا حدودی نیز در این راستا موفق بوده است.
در کل در این فیلم نشانی از یک روایت تاریخی نیست. هدف چیز دیگری است و فضای فیلم به جای سیر در راستای تاریخ رشد اسلام، با محوریت محمد شکل می‌گیرد و به جلو می‌رود. این فیلم را نمی‌توان با مختارنامه یا آن فیلم محمد دیگر مقایسه کرد.
نکته‌ی دیگر مشهود در این فیلم، ارائه‌ی چهره‌ی از اسلام است که می‌تواند با ادیان دیگر به صورت مسالمت‌آمیز زندگی کند. هم ادیان دیگر بشارت آمدن پیامبر اسلام را می‌دهند و هم پیامبر آنان را دعوت به زندگی در کنار هم و با توجه به مشترکات می‌کند. در مجموع دو ویژگی اول فیلم در راستای حفظ اعتقادات داخلی در گزند مکاتب مختلف است و در مجموع برای نشان دادن چهره‌ای رحمانی از اسلام به جهانیان است.

تتمه

فیلم ارزش یکبار دیدن را دارد. اگر سریعا بعد از تمام شدن فیلم، هموطنان عزیز به ترک سالن همت نمی‌گماشتند، همان تیتراژ پایانی خودش به تنهایی آنقدر زیبا هست که بتوان سه ساعت را برای رسیدنش انتظار کشید. همچنین شاید نگاه مجیدی اعتراض بخشی از مومنین را به سبب ارائه‌ی یک چهره‌ی مسیح‌وار از محمد برانگیزد، اما در نهایت تمام تلاش مجیدی، ارائه‌ی چهره‌ای رحمانی از پیامبر و مسلک او است و به نظر من در این زمینه تا حدود زیادی موفق بوده است.
۲۶ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۵۵ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۰ ب.ظ میثم پورگنجی
پایان‌نامه‌نویسی بدون گریه با لاتک

پایان‌نامه‌نویسی بدون گریه با لاتک

خیلی وقت بود که به چند تن از دوستان قول داده بودم که یک نمونه فایل برای نوشتن پایان‌نامه با لاتک و زی‌پرشین آماده کنم. امروز تصمیم گرفتم این قول را عملی کنم که نتیجه را می‌شود از اینجا دانلود کرد. مخزن گیت‌هاب این نمونه فایل در اینجا در دسترس است. این از خلاصه‌ی ماجرا.

ادامه مطلب...
۰۹ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
پنجشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۱۵ ق.ظ میثم پورگنجی
در حکایت ساخت نوار ترمینال چسبنده

در حکایت ساخت نوار ترمینال چسبنده

به قول سایه «خبر کوتاه بود…»، صبح تلفن زنگ خورد که «CRM شرکت بالا نمیاد. یه کاری کن که مشتری‌ها دارن فحش میدن!». به هر حال مشکل هر طور که بود رفع شد، اما من نیاز داشتم تا بعد از حل شدن مشکل، برای حل سلسله مشکلات بعدی :دی و پیگیری خطاها، لاگ سیستم رو برای یک سری کلمات خاص -مثل ERROR- فیلتر کنم و لایو همیشه ببینم. طبیعتا راه‌حل گذاشتن تیک Always on top پنجره‌ی ترمینال‌ه، ولی خب، راه‌های قشنگ‌تری هم هست :دی.

ادامه مطلب...
۰۸ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۱۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
چهارشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۲ ق.ظ میثم پورگنجی
نقطه‌ی عطف

نقطه‌ی عطف

کسی که تا قبل از بیست سالگی کمونیست نیست، آدم نیست، کسی هم که بعد از بیست سالگی کمونیست‌ه آدم نیست.
این جمله‌ای بود که دیروز رضا به نقل از فرد مشهوری در بحث‌مون گفت. در روزهایی زندگی می‌کنم که حد و مرز آرمان‌خواهی و واقع‌زیستی، تبدیل به یک مسئله‌ی سنگین برام شده و طبیعتا فکر کردن در این مورد، تبدیل به خوراک این روزهام.

پ.ن: کدوم آرمان؟ این سوال منم هست.
۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۹:۱۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
سه شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۱۰ ق.ظ میثم پورگنجی
افزودن قابلیت Infinite Scroll به ووکامرس

افزودن قابلیت Infinite Scroll به ووکامرس

این یک آموزش سه نکته‌ای است برای افزودن قابلیت Infinite Scroll به صفحه‌ی محصولات ووکامرس.
  1. افزونه http://www.infinite-scroll.com را بر روی وردپرس نصب کنید.
  2. به صفحه‌ی تنظیمات افزونه‌ی مذکور رفته و تنظیمات متناسب با قالب خود را بر روی آن انجام دهید:

    برای یافتن ویژگی‌های لازم در تصویر بالا می‌توانید از یک ابزار مانند Firebug یا Inspector سوار بر مرورگر استفاده نمائید. برای مثال با توجه به تصویر زیر، احتمالا روشن است که چرا من برای مورد Next Selector مقدار .woocommerce-pagination .page-numbers li a.next را وارد کرده‌ام.

  3. صفحه‌ی محصولات ووکامرس را بروز کنید ;).
۰۲ تیر ۹۴ ، ۱۰:۱۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
جمعه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۴۲ ب.ظ میثم پورگنجی
در دنیای تو ساعت چند است؟

در دنیای تو ساعت چند است؟

این پست نگاه من است به فیلم «در دنیای تو ساعت چند است». فارغ از اینکه درست باشد یا غلط. اساسا فیلم بهانه‌ای برای این پست است، این پست بهانه‌ای است برای نوشتن.
خطر لو رفتن ماجرای فیلم، در سرتاسر این پست وجود دارد.
در دنیای تو ساعت چند است را دوبار دیدم، به فاصله‌ی یک هفته. فیلم خوش‌ساختی است. رشت را جوری به نمایش می‌کشد که احساس می‌کنی پاریسِ فیلم‌های سینمایی است. نه اینکه رشت اینطور خوب نباشد، فیلم خوش‌ساخت است و از کلیشه‌های باران سیل‌آسا در رشت و شهری با یک بازار شلوغ و مردمی همواره در حال جنب و جوش به دور.
ادامه مطلب...
۱۵ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۲ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
پنجشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۵۲ ب.ظ میثم پورگنجی
زمان‌بردار جلالی و چنتا نکته در جاوااسکریپت

زمان‌بردار جلالی و چنتا نکته در جاوااسکریپت

ز کجا آمده است…

تقریبا هر برنامه‌نویسی، برای یک بار در عمرش هم شده باشد، با تاریخ جلالی و ابزارهای مرتبط با آن سر و کله زده است. تازه احتمالا تقریبا هر برنامه‌نویسی، یک بار تلاش کرده است تا کلاس تاریخ جلالی را خودش بنویسد. من نیز به عنوان کسی که در این راه قدم برمیدارم، از این قاعده مستثنی نیستم. برای پروژه‌ای، چند وقت هست که درگیر تاریخ جلالی‌ئم و برای این امر نیاز شد تا یک ویدجت تاریخ را جلالیزه کنم.
ادامه مطلب...
۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۵۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
يكشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۳:۴۴ ب.ظ میثم پورگنجی
یک آموزش خیلی مقدماتی برای یکپارچه کردن گیت و وب‌سرور

یک آموزش خیلی مقدماتی برای یکپارچه کردن گیت و وب‌سرور

فرض کنید شما مدیر توسعه و نگهداری از یک سایت هستید که به صلاحدید کارفرما، می‌بایست تغییراتی را در کد سایت ایجاد کنید. طبیعی‌ترین راه برای این فرآیند اینگونه است: «انجام تغییرات بر روی کدها -> بارگذاری کدها بر روی وب‌سرور -> جایگزینی فایل‌های جدید با فایل‌های قبلی». این فرآیند تعداد تغییرات زیاد باشد و برای اعمال تغییرات مجبور به بالا پایین کردن پوشه‌های مختلف بر روی این وب‌سرور با ابزارهای تحت وب یا FTP باشید، طبیعی‌ترین نتیجه کلافه‌شدن و سردرگمی خواهد بود. چاره چیست؟
در این پست قرار است یک سرور گیت به عنوان ابزار مدیریت ورژن کدها و یک وب‌سرور را به صورتی یکپارچه کنیم که هرگونه بروزشدن در سرور گیت، باعث بروزشدن فایل‌های تغییریافته‌ی متناظر در وب‌سرور شود.
ادامه مطلب...
۱۶ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۴۴ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میثم پورگنجی
دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۴۷ ب.ظ میثم پورگنجی
خدا یکی، یار یکی و یا «ساخت پدر تنها در php»

خدا یکی، یار یکی و یا «ساخت پدر تنها در php»

که چی؟

بعضی وقت‌ها نیاز میشه که از کلاسی که استفاده میکنیم، در حال اجرا، فقط یه نمونه داشته باشیم. برای مثال:
  • در حال نوشتن برنامه‌ای هستیم که در اون در چند جای برنامه با پایگاه داده ارتباط برقرار می‌کنیم. در اینجا به جای اینکه هر بار که خواستیم با پایگاه داده ارتباط داشته باشیم، یک نمونه از کلاس پایگاه داده ایجاد کنیم، خوبه که یک نمونه ایجاد کنیم و هر بار از همون استفاده کنیم، اینطور در منابع صرفه‌جویی زیادی میشه.
  • در حال نوشتن برنامه‌ی جهان خلقت هستیم. در اینجا موقع نوشتن کلاس مربوط به خدا، باید توجه کنیم که اگه در آن واحد، دو نمونه از کلاس خدا ایجاد شه، ممکن‌ه که هر کدوم از خداها روی کل برنامه تاثیر بذارن و آشفتگی به وجود بیاد. اینجا باید دقت کنیم که از روی کلاس خدا، در صورت نیاز، فقط یک نمونه باید داشته باشیم.
  • در حال نوشتن برنامه‌ای هستیم که در آن، برنامه چند زبانه‌ست. یعنی با توجه به تنظیمات کاربر، ممکن‌ه که محیط برنامه فارسی باشه و یا انگلیسی. در اینجا به جای اینکه هر بار که نیاز شد، فایل زبان رو باز کنیم و رشته‌های مرتبط با زبان رو بخونیم و قسمت مورد نیاز رو جدا کنیم، میشه یک نمونه از کلاس مربوط به زبان ایجاد کرد و هر بار از همون برای گرفتن ترجمه‌ها استفاده کرد.
  • در حال نوشتن بازی ای هستیم که قراره زندگی واقعی رو شبیه‌سازی کنه و اون رو میخوایم برای تست به زوج‌های جوان بدیم. اینجا باید دقت کنیم که برای هر فرد، فقط یک نمونه از کلاس همسر باید ساخته شه و اگه این مورد رو رعایت نکنیم، ممکن‌ه در زندگی واقعی اون زوج، باعث یه طلاق شیم :دی.

در این نوشته، قرار بر اون‌ه که ببینیم چطور میشه اینطور کلاسی رو داشت :).

ادامه مطلب...
۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۴۷ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم پورگنجی